تبليغاتX
پاتوق

تاريخ: پنجشنبه 1386/02/27 ساعت :2:17
راز اول شناخت زنان
زنها عاشق این هستند که مطمئن باشند ، به انها فکر میکنید ، با یک تلفن و احوالپرسی کوتاه در میان روز مطمئن باشید ، بیش از انچه که فکر میکنید در رابطه ی خود اثر مثبتی خواهید گذاشت.

راز دوم شناخت زنان
چنانچه نامزد یا همسرتان این کتاب را به شما داده است ، معنایش این نیست که از دست شما شکایتی دارد یا مشکل اصلی شما هستید یا این که رابطه تان تا کنون خوب نبوده است ،

او فقط می خواهد رابطه تان ادامه داشته باشد ، همه چیز بهتر از قبل باشد و ضمنا" با زبان بی زبانی می گوید ، خیلی دوستت دارم ، همیشه می توان قدری بهتر شدن روابطمان کاری بکنیم


راز سوم شناخت زنان
اگر مردی فکر می کند ، کنترل و انجام کارهای خانه و بچه داری کار سختی نیست ، بد نیست چند روزی را به این کار اختصاص دهد. به این ترتیب لااقل متوجه می شود ،

که زن ها چه اعصاب پولادینی دارند و اگر روزهایی وجود دارند که آنها از همه چیز شکایت دارند ، دلیل اش چیست.


راز چهارم شناخت زنان
خیلی وقتها زن ها نیازی به شنیدن راه حل شما ندارند، آنها فقط نیاز به یک گوش شنوا دارند . پس

زمانی که حرف می زنند و مشکل شان را مطرح می کنند ، فقط سراپا گوش باشید و اجازه بدهید ، حرف شان را تمام کنند . وقتی مردی گوش دادن را می آموزد و احساسات همسرش را به درستی تفسیر می کند ، رقراری ارتباط ساده تر می شود . گوش دادن هم همانند سایر هنرها به تمرین احتیاج دارد . هر روز که به خانه می روید ، از همسر خود بخواهید که برای شما چه طوری سپری کردن روز را توضیح دهد . این کار به شما کمک می کند که شنونده بهتری شوید .


راز پنجم شناخت زنان
زن ها دوست دارند برای حرف زدن شان ارزش قائل باشید و زمانی که با شما صحبت می کنند ،

دست از روزنامه خواندن ، تلوزیون نگاه کردن یا جدول حل کردن بکشید و در چشم هایشان نگاه کنید


راز ششم شناخت زنان
زن ها همیشه دوست دارند و شاید بتوان گفت نیازمند به آن هستند که بدانند همسرشان به یاد او هست. باید به نوعی این نیاز آنها را برآورده کنید و هر از گاهی خاطرشان را از این بابت جمع کنید

راز هفتم شناخت زنان
زن متولد فروردین مثل مرد متولد این ماه کمی خواهان رهبری و پیشتازی است
ین فرصت را از او نگیرید تا همدلی بیشتری داشته باشید و مانع پیشرفت های او نیز
نشوید


راز هشتم شناخت زنان
در آخر روز زن ها می خواهند که احساسات شان را درباره روزی که پشت سر گذاشته اند بروز دهند ،

سعی کنید در این هنگام شنونده ی خوبی باشید و با این مسئله به صورت منطقی برخورد کنید

راز نهم شناخت زنان

مرد اغلب به اشتباه تصور میکند که وقتی یکباره همه ی نیازهای عشقی همسرش را برآورده کرده و

او را راضی و خوشحال کرد ، از این پس زن باید بداند که همسرش او را دوست داشته و عاشق اوست . غافل از این که زن دائما" به این موضوع نیاز دارد که علاقمندی همسرش به وی یادآوری شود


بقیه حرفهام
حرفی ازآیهان - مهر | موضوع: | + |
مطالب خرافی
تاريخ: پنجشنبه 1386/02/20 ساعت :7:56

دوستان سلام این همون مطلب گم شده است که بالاخره پیدا شد

در ضمن من امروز آن شدم به هر وبلاگی رفتم نتونستم نظر بزارم

مخصوصا خیلی دلم میخواست تو پست جدید داداش مسلم اول شم و همچنین به داداش دیاکو یه سری بزنم حالشو بپرسم واز پرنده های مهربون سیمرغ و ققنوس به خاطر داستان تشکر کنم و....(وبلاگ حسنک باز فیلتر شده!)

اما اشکال از بلاگفاست به بزرگی خودتون ببخشید

می خوای خرافات مختلف رو بدونی؟

 


بقیه حرفهام
حرفی ازآیهان - مهر | موضوع: | + |
آرزو
تاريخ: یکشنبه 1386/02/16 ساعت :8:11

سلام دوستای خوبم

یه بازی هست بین بچه های وبلاگ نویس که هر کی پنج تا از آرزو هاشو میگه و بعد از پنج دوست دیگرش میخواد که اونا هم این کار رو تکرار کنن

چرخ فلک هم گردید و گردید تا اینکه قرعه به اسم ما افتاد و یسنا خانم گل گلاب آبجی خوشگلم اسم ما رو آورد که آرزو از خودمون بترکونیم!!

حالا با اجازتون من آرزو مینم فقط امیدوارم خدا با اشتیاق تمام این بازی بین بچه ها رو دنبال کنه و بر اساس مصلحتشون آرزوهای اونارو براورده کنه.

اولین آرزوم اینکه عاقبت من و ایهان خوشگلم به خیر و خوشی تموم شه . البته من از همون اولش هم توگلم رو به خدا کردم و مطمئنم هر پایانی برای این داستان ما خواست خدا بوده ولی واقعا آرزو میکنم که منو آیهان جون به هم برسیم . البته کلی با هم خوشبخت باشیم!!

حالا شما هم برای ما دعا کنین بد نیس.... یادتون نره ها دعا کنین باشه؟!

بعد این آرزو بقیه آرزوهام به یه اندازه برام مهم هستند اما برای اینکه حساب کار از دستم در نره میشمارم

دومین آرزوم اینکه بابا و مامانم همیشه از من راضی باشن و بهم افتخار کنن و از من به عنوان یه بچه صالح یاد کنن

سومین ارزوم اینکه خودم انقدر پول داشته باشم که بتونم سالی چند نفر رو که آرزوی حج و جاهای زیارتی  دارن رو به زیارت بفرستم

چهارمین آرزم اینکه بتونم سرپرستی یه بچه از بهزیستی رو به عهده بگیرم

البته می دونم که این کار کار خیلی سختی هست و هر کس لیاقت این کار و نداره اما دوست دارم حداقل دورادور مواظب یه دختر بچه یتیم باشم

پنجمین آرزوم اینکه بعد از مرگم دل اطرافیانم برام نسوزه و بدنم رو تمام و کمال اهدا کنن

اما نوبت رسید به دوستان گلم که باید ازشون بخوام بیان و آرزو هاشون و با بقیه قسمت کنن

اولش میخواستم آیهان جون و بگم ولی چون شازده پسر تو نت مثل ستاره سهیل شده و شاید وقت نکنه برا این مساله یه پست تو وبش بذاره ازش خواهش میکنم اگه مایل بود تو قسمت نظرات این پست من آرزو کنه البته خوشگلم لطفا این کامنتت فارسی باشه!!

http://ayhan-mehr.blogfa.com

خوب سخته از بین همه دوستام فقط ۵ نفر رو انتخاب کنم اما چون همه بچه های کوچه با صفا (داداش مسلم ، وزیر اعظم حسن خان ، سیمرغ و ققنوس عزیز ، داداش مجتبی و یسنا عزیز ) همه نظر دادن و دیاکو هم که نمیدونم وقت داره یا نه پس از همسایه های دیگه خواهش میکنم

 دوست خیلی خیلی خوب ومهربونم قطره باران از دیار مشهد مقدس

http://ghatre-baaraan.myblog.ir

 دوم دوست و هم کلاسی عزیزم رویا خانم گل گلاب یا یه قول آیهان رویا با نمک(دوزلی رویا) http://royadelbigharar.blogfa.com

 آرزو بکش کنار تا تو آپ کنی همه جون به لب شدیم ! میخوام از آقا رضا خواهش کنم تو شبستانشون آرزوهاشونو باما قسمت کنه   http://shabestan-man.blogfa.com

چهارم از آقا مجید خواهش میکنم آپی در این مورد داشته باشه منم قول میدم بهتر در مورد پستاش نظر بدم تا دیگه با هم مشکلی نداشته باشیم! http://darbedarashegh.blogfa.com

و دوست خوبم همسفر ما رو با آرزوهاش همسفر کنه.   http://yaser58sh.blogfa.com

 

 

 

 

حرفی ازآیهان - مهر | موضوع: | + |
دخترک آدامس فروش
تاريخ: چهارشنبه 1386/02/12 ساعت :8:42
هیچ وقت از کافی شاپ خوشم نیامده وقتی که آدم های رنگارنگ رو می بینم که به زور دارند به هم لبخند می زنند حالم به هم می خورد بعد از مدتها یک روز عصر رفتم به یکی از این کافی شاپها.

همین طور که داشتم به مردم نگاه می کردم دیدم یک دختر آدامس فروش کوچولو آمد تو و رفت پشت یک میز نشست

برایم جالب بود پیشخدمتی که خیلی ادعای انسانیتش می شد به سمت آن دختر بچه یورش برد تا او را بیرون بیندازد

دختر بچه با اعتماد به نفس کامل به پیشخدمت گفت:پولش را می دهم و هیچ چیز مجانی نمی خواهم کمی پایش را تکان داد و در حالی که زیر نگاه سنگین بقیه بود به پیشخدمت گفت:یه بستنی میوه ای چند است؟ پیشخدمت با بی حوصلگی گفت:پنج دلار

 دختر بچه دست کرد توی لباسش و پولهایش را بیرون آورد و شروع به شمردن پولهایش کرد.بعد دوباره گفت یک بستنی ساده چند است؟ پیشخدمت بی حوصله تر از دفعه ی قبل گفت:سه دلار

دختر آدامس فروش گفت:پس یک بستنی ساده بدهید پیشخدمت یک بستنی برایش آورد که فکر نمی کنم زیاد هم ساده بود!احتمالا مخلو طی از ته مانده ی بقیه ی بستنی ها دخترک بستنی را خورد و سه دلار به صندوق داد و رفت.

وقتی که پیشخدمت برای ظرف بستنی آمد دخترک کنار ظرف بستنی دو تا یک دلاری مچاله شده گذاشته بود برای انعام

حرفی ازآیهان - مهر | موضوع: | + |
اگه دو مرد طالب یه زن باشن!!
تاريخ: یکشنبه 1386/02/09 ساعت :9:30

اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟

توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست

توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن

توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه

توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه

توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه

توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه

توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه

توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن

توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه

توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه

توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره
 

حرفی ازآیهان - مهر | موضوع: | + |
All Rights Reserved 2005-2006 © by nazkhanom65.Blogfa.com
The Template Designed By Ayhan Mehr @ www.ayhan-mehr.blogfa.com